محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
132
اكسير اعظم ( فارسى )
منظور باشد كه هم تسكين تب شود هم نضج ماده حاصل آيد كدام شيره مناسب يك روز مثل شيره كاهو يا شيره مغز تربوز يا شيره خيارين شش ماشه نيز آميختن جائزست از روز پنجم منضج صرف دهند و بعد از گذشتن هفتم روز بحران به دستور مسهل بدهند و در ميانه روزهاى مسهل تبريد يا منضج بايد داد به حسب تقاضاى حال بيمار . و اگر غب غير خالصه باشد در ادويهء ساقه باديان و گلقند افزايند بلغم نيز نضج يابد . و اگر عطش بود خيارين هم افزايند و غذا كچهرى با آش جو يا كدو دهند . ايضاً بعضى علاج آن به طريق كلى و دستور العمل چنين نوشتهاند كه تا روز سوم شيره مغز تخم كدو با لعاب اسپغول و شربت نيلوفر بدهند و روز چهارم شيره تخم كاهو و خيارين عضو تخم كدو نمايند و روز پنجم كه روز نوبت است مسكن بايد داد بجاى شربت سكنجبين كنند و روز ششم كه روز سكونست فى الجمله تحريك مناسب است شيره مغز تخم هندوانه و كاسنى و خيارين شيره مغز تخم كدو و هندوانه دهند و در اين روز به هيچ وجه تحريك جائز نيست و روز هشتم مسهل از فلوس خيارشنبر و ترنجبين و شيرخشت و آب تمر هندى و خميرهء بنفشه و گلقند با عرق كاسنى و نيلوفر و روغن بادام بنوشانند و روز نهم شيره تخم كاسنى و مغز تخم كدو و لعاب بزرقطونا و شربت نيلوفر و عرق بيدمشك بخورانند و سكنجبين بعد مسهل در اين روز به سبب خوف حدوث سحج مناسب نيست و روز دهم مسهل روز هشتم بدهند و روز يازدهم كه روز اندازد و روز نوبت است فى الجمله تحريك در مواد براى استعداد دفع بروز بحران آينده ضرور است شيره تخم خيارين بدهند و به اعتبار ضرورت تسكين شيره تخم كدو بلعاب بزرقطونا و براى تسكين حرارت مسهل و اخراج بقيهء ماده از مسهل با شربت انارين و يا شربت نيلوفر و عرق كاسنى و بيدمشك دهند اگر بقيهء تب باقى باشد روز دوازدهم نيز مسهل روز هشتم بدهند و روز سيزدهم هرچند روز نوبت است در اين روز بقانون مقرر تسكين ضرور است و ليكن چون تنقيه شده از تحريك ضرورى متصور نيست و از براى استعداد تحريك روز چهاردهم كه روز بحران حقيقى اين تب است فى الجمله تحريك ضرور است شيره تخم كاسنى و خيارين با لعاب بزرقطونا و شربت نيلوفر بدهند و روز چهاردهم كه روز بحران است و استعمال محرك به هيچ وجه مجوز نيست شيره مغز تخم كدو و هندوانه با لعاب بزرقطونا و شربت بنفشه و عرق بيدمشك با ساده بدهند و روز پانزدهم به اعتبار آنكه بعد از بحرآن است اعانت بر دفع بقيهء ماده كه باقى مانده و از تحريك طبيعت دفع نشده محرك بايد پس شيره خيارين و لعاب اسپغول و سكنجبين داخل نمايند . و اگر تا پانزدهم تب زائل نشود در شانزدهم باز آن مسهل دهند و بعد از شانزدهم حكم حميات مركبهء صفراويه دارد به علاج آن بايد پرداخت علاج غب دائره هرچه در علاج كلى حميات صفراوى نوشته شد به عمل آرند و روز نوبت غذا ندهند و در آغاز نوبت قى به سكنجبين و آب نيمگرم كنند . و اگر در وقت شروع لرزه تشنگى غالب بود آب گرم جرعه جرعه بنوشانند و بعد رفع لرزه و سرما آب سرد بدهند و سكنجبين در اين وقت نيز مناسب است . و چون تب فرود آيد پاشويه فرمايند و پايها در آب گرم نهند و بمالند تا بقيهء حرارت از سر فرو كشد و عرق كه آيد از پارچه تشف كنند تا ماده از راه عرق مندفع گردد و در ابتداى نوبت خواب نبايد كرد و روز راحت اشربى مطفيه مثل شربت آلو و تمر هندى و نيلوفر و لعاب اسپغول و ماء الشعير بنوشانند . و اگر حاجت بسيار باشد قرص كافور دهند و اسهال صفرا بماء الفواكه مثل آب آلو و تمر هندى و آب انار مع شحم آن افشرده و شربت ورد مكرر و شيرخشت و مانند آن كه در آن تليين اندك مع تسكين مفرط باشد بايد كرد و غذا بمزورات ترش معمول از تمر هندى و مشمش و انار و نيشوق و از بقول بارد مثل كدو و كاهو و گشنيز سبز و خرفه و اسفاناخ سازند . و گويند كه آب كاسنى سبز با سكنجبين يا شربت دينار مجرب است و آب تمر هندى با نمك بوم راحت و بدون نمك روز نوبت انفع است . و اگر پر اسپ كه بر زانوى او مىباشد به قدر چهار سرخ در گلورى پان نهاده قبل از آمدن لرزه به يك گهرى بخورند براى دفع لرزه مجرب نوشته . ذكر بعض تراكيب نافع تب صفراوى از مطب استاتذهء كرام : لعاب اسپغول شيره مغز تخم كدوى شيرين هر يك شش ماشه در عرق كاسنى و عرق عنب الثعلب و عرق شاهتره هر يك پنج توله برآورده شربت نيلوفر دو توله حل كرده خاكشى پنج ماشه پاشيده بنوشند و گاهى عوض تخم كدو و عرق عنب الثعلب و عرق شاهتره شيره خيارين و لعاب بهدانه سه ماشه و عرق بيد ساده كرده مىشود و گاهى بجاى خيارين و عرقيات شيره كاسنى داخل كرده مىشود . ديگر تبريد آلوبخارا ده دانه به عرق شاهتره ده توله دست ماليده لعاب اسبغول يك توله